شناسه: 230455

پرهيز از گناه

- یادم می آید یک شب موقع برگشتن از حرم یکی از دوستان که از محمد بزرگتر بود می خواست غیبت کند یک دفعه محمد گفت: برادران ، چه کسی حاضر است از اینجا تا درب مسجد مسابقه بدهیم ؟ مسابقه دو ، ما و محمد شروع کردیم به دویدن تا درب مسجد بعد دیگران نیز رسیدن من متوجه شدم که محمد نمی خواست غیبت بشنود و چون او از محمد بزرگتر بو د محمد نمی خواست به او تذکر دهد و یا به او بی احترامی شود به همین خاطر مسابقه دو را انجام داده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه