قدر شناسي
یادم می آید زمانیکه برادرم محمد عازم جبهه بود یکی از دایی هایم که خیلی ثروتمند است به خاطر محمد چند جبهه میوه صادراتی به راه اهن برده و و به بچه های بسیجی هدیه می دهد و محمد هم به ایشان یک قرآن که با آب طلا کنده کاری شده بود هدیه داده و برای همسر ایشان نبز یک کتاب در رابطه با حجاب حضرت زهرا(ص) هدیه داده بود به این معنی که در مادیات غوطه ور نشوید و الگویتان را خانم حضرت زهرا(ص) قرار دهید و به آنها گفته بود این هدایا در قبال مجتبی که شما کردید و این همه میوه بخاطر من بین بچه ها توزیع کردید من تنها کوچکترین کار در نزد خدا و بزرگترین کاری را که می توانستم بکنم این هدایا بود چون می دانم که شما نیاز مادی ندارید و می دانم که به قرآن خیلی علاقه دارید.
ثبت دیدگاه