شناسه: 230470

حالات معنوي خاص

محمد خودش شلوار دوزی یاد گرفته بود دو تا شلوار دوخت و یکی را به برادرش علی داد و یکی را هم برای خودش بعد به پدرش گفت: آقا، اگر اجازه می دهید این شلوار را به یکی از دوستانم بدهم، چون پولش مال شماست و من نمی توانم آن را بدون اجازة شما به کسی بدهم. پدرش گفت: آقاجان، خودت چی؟ محمد گفت: همان شلوارم خوب است. پدرش گفت: هر جور دوست داری، محمد هم شلوار را کادو کرد و به یکی از دوستانش که به ما نامش را هم نگفت داد. محمد هر وقت از دستش کاری بر می آمد در کار خیر پیشقدم بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه