شناسه: 231381

اخلاص عمل

راوی آسیه زارع: یک شب شوهرم به خانه آمد دیدم کمی ناراحت به نظر می رسد به او گفتم : چرا ناراحت هستید: گفت: چیزی نیست. مانده ام که فردای قیامت چگونه جواب شماها را بدهم همیشه می روم و شما تنها هستید. من گفتم: اشکالی ندارد. ان شاء ا... که زن و شوهر آخرت باشیم ایشان خیلی ازاین حرفم خوششان آمد و گفتند : این را از ته قلب گفتی. گفتم: بله. گفت: آیا راضی هستی که دوباره بروم. گفتم: بله

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه