شناسه: 231478

خاطرات بعد از مجروحيت

آقای ملکی در مدت زمان حضورش در جبهه یک بار مجروح شده بود آن هم از ناحیه دست که صبر کرده بود تا جراحتش بر طرف شود بعد به روستا بیاید. وقتی علت را جویا شدم گفت : ترسیدم اگر شما مرا در حالی ببینید که مجروح شده ام دیگر نگذارید که به جبهه بروم برای همین در جبهه ماندم تا زخمهایم خوب شود آن وقت به روستا بیایم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه