شناسه: 231998

نوافل و نماز شب

یکی از دوستان پدرم تعریف می کرد که : یک شب هنگام سحر ایشان را دیدم که مشغول گرفتن وضو است هوا هم خیل سرد بود به طوری که از شدت سرما صدای به هم خوردن دندانهایش به گوی می رسید با این حال دیدم وضو گرفت و رفت پشت سنگر و در خلوت خود مشغول خواندن نماز وراز و نیاز با خدا شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه