شناسه: 232000

عشق شهادت

یادم می آید پدرم بعد از شهادت یکی از دوستانش بنام شهید شمس حجت وقتی به منزل آمد خیلی گریه کرد و گفت: چطور ایشان لیاقت شهادت را داشت ولی من لیاقت شهادت را نداشتم که شهید شوم. خدا این لیاقت را به من نداد که به شهادت برسم و بعد در صفحه ای از دفترش این جمله را نوشت: که من جان می فروشم اما کجاست خریدار، خدایا اگر خریداری جان مرا بخر.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه