شناسه: 232250

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی رضا محمدنیا : محمدجواد رفته بود سرپل زهاب خدا می داند که می خواسته راه را باز کند برای رزمنده ها خودش را دور مین انداخته بود بعد از 20 روز به ما اطلاع دادند که در بیمارستان تهران بستری است . بعد از ده روز ما رفتیم . از همین جاده گرگان زمستان هم بود شب در امامزاده هاشم خوابیدیم و صبح به تهران رفتیم که دیدیم دو تا پایش و گوشهایش مجروح شده بود مادرش گریه می کرد . می گفت بابا برادر من گریه نکن ما رفتیم بر روی مین . به حمدلله راه را هم برای رزمنده ها باز کردیم ولی خودم مجروح شدم . بعد از 15 روز ما در تهران ماندیم و به گرمه آمدیم و بعد از 15 روز هم محمد را آوردند . الحمدلله راه می رفت . بعد از 12 روز باز به منطقه رفت در حالیکه خوب نشده بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه