شجاعت و شهامت
به روایت ازغلام حسین حسینی : شب عملیات وقتی بطرف دشمن میرفتیم بر اثر شدت آتش دشمن مجبور شدیم در چند صد متری دشمن سنگر بگیریم و هرکس مشغول کندن سنگر برای خود شد در سنگر نشسته بودیم و مشغول خوردن شام شدیم و من با چند هم سنگر دیگر که در کنار هم بودیم آنچنان احساس ترس داشتیم که نتوانستیم شاممان را بخوریم در صورتی که شهید نه در حین کندن سنگر و نه در مراحل بعد هیچ احساس ترسی نداشت و بسیار شجاع بود و جنگ برایش یک امر طبیعی حتی سادهتر از کارهای دیگر بود.
ثبت دیدگاه