عشق به جهاد
به روایت از خدیجه خاتون سمیعی : بعد از اینکه مسعود دیپلمش را گرفت دانشگاهها هم تعطیل شد، مسعود راهی جبهه شد. پس از مدتی دانشگاه باز شد. یک دفعه که مسعود از جبهه آمد به او گفتم: مسعود جان، خودت را آماده کن چون دانشگاه باز شده است. گفت: مادرجان، شما می ترسی که یک بچه مسلمان پیدا بشه بره دانشگاه، ولی من جایم همون جبهه است.
ثبت دیدگاه