شناسه: 233593

عشق به جهاد

راوی معصومه اورعی: یکی از همسایگانمان می‌گفت رضا به جبهه نرو عاقبت تیری به تو می‌زنند و شهیدت می‌کنند و در جعبه‌ای می‌گذارند و روی دستان مردم تشییع می‌شود رضا می‌گفت: من دوست دارم به جبهه بروم و مرا با جعبه بیاورند و روی دستان مردم تشییع شوم من می‌روم که شهید شوم می‌گفت خدایا اگر من لایق بودم مرا برای شهید شدن بپذیر می‌گفت من در راه خدا می‌روم اگر هم شهید شدم پدر و مادرم و کل خانواده افتخار می‌کنند که فرزندشان رفته از دین و ناموسش دفاع کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه