شناسه: 233597

عشق شهادت

راوی رضا فخار: زمانی که غلامرضا به مرخصی آمده بود من و خواهرش دوران عقدمان را طی می‌کردیم و قرار بود که ازدواج کنیم و عروسی بگیریم به همین دلیل من یک خانه‌ای اجازه کردم یک روز ایشان آمد و دید و گفت خانه‌ی بسیار خوبی است اگر بتوانی یک هفته جلوتر عروسی کن من می‌توانم در عروسی‌ات شرکت کنم و لیکن نشد در جهیزیه بردن خواهرش شرکت داشت اما در عروسی نتوانست شرکت کند چون مرخصی ایشان تمام شده بود رفت و تقریباً بعد از دوهفته نامه‌ای برای ایشان فرستادیم که جواب آمد ایشان مفقودالاثر شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه