شناسه: 233697

خاطرات سياسي

راوی صدیقه کوشکی: قبل از انقلاب جواد از دوستانش تعدادی عکس فرح وشاه گرفته بود وداخل کشوی آهنی گذاشته بود بعدها آنها را از کشو بیرون آورد وبه من نشان داد وگفت : مادرجان آنها را دوست داری ؟ گفتم : من اینها را دوست ندارم از همان اول دوستشان نداشتم حقیقت را می گویم چون می دانستم چه جنایتهای می کردند بعد گفت : اگر مایلی آنها را برایت مخفی کنم وگرنه آنها را زیر پا له کرده وپاره کنم گفتم : هر طور دوست داری که دیدم قاب عکس فرح را شکست وعکسش را پاره کرد سپس گفت : مادر هر چه فکر می کنم کسی متوجه این انقلاب که امام خمینی (ره) به پا کرد نخواهد شد من گفتم : مادر چقدر ساده ای مطمئنا" همگی متوجه هستند ما باید به امید خدا این رژیم را سرنگون می کنیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه