ايثار و فداکاري
راوی رجب علی شریف پور: در عملیات والفجر 3 دشمن طی یکی از پاتکهایش پنج تانک آورد و پشت یکی از تیپها مستقر کرد که فقط لوله های تانکها را روی تپه ای که ما بر آنجا مستقر بودیم گرفته بود و خود تانکها دیده نمی شدند. فقط از سمت شمال تپه یک تانک، آنهم فقط یک گوشه اش نمایان بود. شهید کلاته سیفری بالای یکی از تپه ها رفت در حالیکه 50 تا 60 موشک آر-پی-جی هم برایش بردند. چون تانک را نمی شد هدف گرفت و جایش خیلی سخت بود، ایشان تقریباً 55 گلوله آر-پی-جی زد تا توانست یکی از تانکها را منهدم کند. وقتی که تازه 10 تا 20 گلوله برده، پهلویش رفته بودم و دیدم از گوشهایش خون می آید، هر چه اسمش را صدا زدم، نمی فهمید و فقط آر-پی-جی شلیک می کرد که تانک را بزند. من یک مقدار پنبه درون گوشش کردم تا اینکه بالأخره تانک را زد و پاتک دشمن شکسته شد. با زدن یک تانک، بقیه عقب نشینی کردند و به سرعت فرار نمودند.
ثبت دیدگاه