خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی فاطمه کاووسی: یادم هست وقتیکه حسین شهید شده بود و او را به خاک سپردیم سه روز گذشت که من در عالم خواب او را در باغی زیبا و بزرگ دیدم. از ایشان سؤال کردم. برادر جان شما که شهید شدهاید پس چرا اینجا هستید؟ گفت: بله من شهید شدهام و خانه ابدی من اینجاست، گفتم: وقتی که شما شهید شده بودید دست و پایتان قطع شده بود ولی حالا صحیح و سالم هستید؟ به من گفت: آن وضع که مرا دیدید در دنیای مادی شماست ولی در این دنیا همه چیز فرق میکند و در ادامه گفت: شما به مادرم بگو که گریه و زاری نکند و ثواب اهدایی خود را بی اجر نگرداند من در راه خدا رفتهام و شما هم این راه را ادامه دهید. در همان لحظه از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه