خواب و رویای شهید
به روایت از حسن قلی زتده : زمانیکه پسرم محمداسماعیل در جبهه بودند، دایی ایشان هم به نام علیاکبر محمدی نیز در جبهه حضور داشت. شب قبل از عملیات همدیگر را میبینند و با هم تا صبح صحبت میکنند و میخوابند صبح زود که شهید از خواب بیدار میشود به داییاش میگوید: داییجان، امام حسین (ع) منتظر من است، من دیشب خواب دیدم که در حرم شش گوشهی اباعبدا... الحسین هستم و دارم جارو میزنم که یک مرتبه امام حسین (ع) مرا صدا زد و گفت: همه جا را تمیز کنید که ما فردا شب مهمان داریم و اشاره به من کرد که یکی از مهمانها من هستم و از خواب بیدار شدم. پس سلام مرا به همه دوستان و آشنایان برسانید زیرا من در این عملیات شهید میشوم و به آرزویم میرسم.
ثبت دیدگاه