شناسه: 235460

لحظه و نحوه شهادت

بعد از عملیات خیبر که جزیره مجنون فتح شده بود جاده‌ای در وسط باتلاق احداث کرده بودند که به خاکریزهایی در داخل خاک عراق منتهی می‌شد به همین دلیل از موقعیت استراتژیکی بالایی برخوردار بود از این جهت عراق در صدد باز پس‌گیری جاده بود و پاتک سنگینی با تمام نیروهای زرهی واردات زرهی خود روی منطقه تدارک دید و توانست مقداری از مناطق را باز پس‌گیری کند به علت پاتک سنگین نیروهایی که در جاده مستقر بودند زمین‌گیر بودند فرمانده همان آقای میرزائی از گروه تخریب خواست جلوتر از دیگر نیروها سد راه پیشروی عراقی‌ها شوند محمدحسین با شنیدن این فرمان زودتر از دیگر بچه‌های تخریب آماده‌ی حرکت شد گروه پنج نفره‌ی تخریب آماده شد تا حرکت کند من آر.پی.جی همراه داشتم و محمدحسین به عنوان کمک من پشت سرم حرکت می‌کرد به سه راهی رسیدیم که دیگر نیروهای عراقی کاملاً دیده می‌شدند هنوز در حال پیشروی بودیم که ناگهان صدای ناله فردی نظرم را به عقب جلب کرد وقتی برگشتم محمدحسین را در حالیکه سر و صورتش خونی بود دیدم بر روی زمین افتاده است گویا بر اثر ترکش راکدی بر بدنش مجروح شده بود گفتم حسین چی شد؟ گفت نمی‌دانم خون جلوی گلویش را گرفته بود و نمی‌توانست صحبت کند به علت نبودن نیروی کافی از حسین خواستم خودش کمی به عقب برگردد تا ما جلوی پیشروی دشمن را بگیریم به هر حال کمی جلوتر رفتیم و دفاع را شروع کردیم اما به قدری اروات زرهی عراق زیاد بود که از توان ما خارج بود وقتی تمام مهماتمان به اتمام رسید هنگام برگشت تقریباً گروه پنج نفرمان مجروح شده بودیم به هر سختی بود خودمان را به عقب رساندیم وقتی جویای احوال محمدحسین شدم گفتند به شهادت رسیده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه