شناسه: 235481

عشق به جهاد

حضور در جبهه یک آرامش خاصی به ایشان می داد و چنان شوق و ذوق داشت که گویی در آنجا جشن و میهمانی بر پاست . یکدفعه یکی از دوستانش تعریف می کرد که : " یکروز ایشان را به خاطر اینکه قدش بلند بود مسئول دژبانی کردند اما براتعلی قبول نکرد و بعد توسط یک ماشین باری که در آنجا مستقر شده بود فرار می کند و همه فکر کردند که براتعلی به شهرش برگشته . اما بعد از مدتی متوجه می شوند که ایشان به خط مقدم جبهه رفته و در آنجا به شهادت رسیده است . "

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه