قدرشناسی
زر حدود دو ماه با مهدی قرص زر همسنگر بودم در این مدت گاهی اوقات با یکدیگر شوخی می کردیم و گاهی اوقات هم از دست یکدیگر دلگیر می شدیم یک بار که مهدی کمی عصبانی شده بود با یکدیگر جروبحث مختصری کردیم چند لحظه ای که گذشت دیدم مهدی به طرفم آمد مرا در آغوش گرفت وصورتم را بوسید گفت : ازمن راضی باش اگر اذیتت کردم فقط ناراحت بودم هیچ قصد وغرضی نداشتم ایشان اگر می دانست کسی از او ناراحت است سعی می کرد سریع از دلش بیرون آورد .
ثبت دیدگاه