عشق شهادت
زمان جنگ من در جبهه آبادان بودم که برادرم حسن به اتفاق چند نفر از دوستانش آمدند و ما برای شنا به رودخانه ی بهمن شیر رفتیم . در آنجا به من گفت: برادر جان هر چند تو از من بزرگتر هستی ولی به شما می گویم که از شهادت هراسی نداشته باش. و هرگز امام را تنها نگذارید .
ثبت دیدگاه