عشق به ائمه اطهار
راوی محمود رضا قاسمی: درمنطقه کوشک که مستقر بودیم روزی نیروهای دشمن پاتک سنگینی را انجام داده بودند به نحوی که تمام بیابانی که توی دید ما بود فقط پراز نیروهای تانک دشمن بود امکانات ما نسبت به دشمن واقعا قابل مقایسه نبود یادم می آید اول صبح که دشمن پاتک کرده بود حدودا با 150 دستگاه تانک حمله کرد ساعت حدود 10 بود تعدادی از نیروهایی که در اختیار ما بودند اعلام کردند که آرپی چی های ما به اتمام رسیده است من رفتم به محمد حسن فایده گفتم آقای فایده در جریان باشید که گلوله های آرپی چی برادرانمان تقریبا می شود گفت تمام شده است واز طرفی دشمن امروز پاتک شدیدی را شروع کرده است باید به فرماندهان اعلام کنید ما را کمک کنند ایشان حرف خیلی جالب زد گفت:آقا این خط را از زمانیکه این خط را به کمک شما برادران گرفتیم به ائمه اطهار سپردم اگر بنا باشد این خط سقوط کند گفت خدا گواه است روز قیامت سر راه فاطمه زهرا(س)را میگیرم چون من همه ی شما واین منطقه را به ایشان سپردم هنوز مدت زیادی از حرف ایشان نگذشته بود که یک ماشین آرپی چی آمد برادران واقعا تدبر و فرماندهی ایشان زحمت کشیدند ایشان گفتند یک مقداری بگذارید تانکهای عراقی جلو بیایند یک مقداری تانکهای عراقی جلو آمد وایشان جلوتر از خط اصلی تعدادی از نیروها را فرستاد که کمین کنند عراقی ها بیشتر حواسشان به خط اصلی بود نمی دانستند تعدادی از نیروها حدودا 100 متر جلوتر از خط اصلی هستند تانکها عراقی به اصطلاح خودشان خاطر جمع می آمدند ناگهان بنا به دستور ایشان آن برادرانی که جلو رفته بودند تا به تانکهای عراقی ها حمله کنند تعدادی زیادی از تانکهای عراقی را به آتش کشیدند.
ثبت دیدگاه