فکاهی وقایع خنده دار
تقید به نماز 2- تقید به مسائل شرعی به یاد دارم یک روز مکبر اصلی مسجد نیامده بود به همین دلیل از علی آقا خواسته شدتا آن روز مکبری نماز را بعهده گیرد. رکعت اول نماز تمام شد دیدم صدای ایشان می لرزد. معلوم بود که دلهره و اضطراب دارد. به رکعت سوم که رسیدیم زد زیر گریه و از مسجد بیرون رفت بعد از تمام شدن نماز به دنبالش رفتم تا علت گریه کردن او را جویا شوم. وقتی علی آقا را دیدم و علت را پرسیدم. گفت: وقتی مشغول مکبری بودم یکدفعه دیدم مکبر اصلی جلوی در مسجد ایستاده است و با دست اشاره می کند اگر بیرون بیایی کتک می خوری. من هم ترسیدم و گریه کنان از مسجد خارج شدم. از آن روز به بعد علی آقا مکبر شد.
ثبت دیدگاه