خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
من در همدان بودم. یک شب خواب دیدم علی آقا با منزل ما در همدان تماس گرفت و به من گفت : من در حال حاضر در مشهد هستم، شما هم راه بیفتید و به مشهد بیائید من گفتم : چرا به همدان نیامدی ، تا با همدیگر به مشهد برویم ایشان گفت : حالا شما سعی کن هر چه زودتر به مشهد بیایی من منتطرت هستم . صبح که از خواب بیدار شدم احساس کردم شاید علی آقا مجروح شده باشد و به خاطر اینکه من نگران نشوم ایشان به من اطلاع نداده است . من این خواب را برای چند نفر از اقوام تعریف کردم آنها به من گفتند نگران نباش انشاالله هیچ اتفاقی نیفتاده است . در هر صورت من آمادگی این را داشتم که خبر مجروحیت ایشان را به زودی بشنوم . تا اینکه بعد از چند روز از مشهد با منزل ما تماس گرفتند و گفتند : علی آقا شهید شده است و قرار است مراسم تشیع جنازه ایشان دوشنبه در مشهد برگزار شود شما هم هر چه زودتر خودتان را به مشهد برسانید. ما بلافاصله بعد از شنیدن این خبر به سمت مشهد حرکت کردیم تا در مراسم تشیع جنازه ایشان شرکت کنیم.
ثبت دیدگاه