عشق به ائمه اطهار
نیمه ای شب در دل تاریکی پتو بر دوش در حالی که سعی داشت شناخته نشود ، راهی خلوتگه بیابان می شد و قامت رسایش تا سپیده دم در برابر خداوند راز و نیاز و سجده می کرد ، هرگاه سر از سجده بر می داشت می دیدی که از مخلوط شدن اشک و خاک ، لا یه هایی از گل صورتش را پوشانده است . براستی خاک جبهه ها عطر خویش را مدیون اشک ریختن حسین ها است .
ثبت دیدگاه