شناسه: 238546

زندگی مشترک

به روایت از معصومه ذاکری : آن چه که باعث شد من به ایشان جواب مثبت بدهم، دو شب قبل از این که محمدحسین عسکرزاده تشریف بیاورند منزل ما، یکی از همکارانم در بیمارستان برای من خوابی دیده بود که رفته اند خدمت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام. ایشان دستشان را گرفته و مانع ورود من شدند و گفته بودند که شما بروید دینتان را کامل کنید! بعد بیایید. آن روزی که آقای عسکرزاده تشریف آوردند اولین کلمه ایی که بیان کردند در معرفی خودشان گفتند: من آمده ام که دینم را کامل کنم و این صحبت باعث شد که من از هرگونه صحبت و تفره رفتن و مسایل دیگر را در نظر گرفتن منصرف شوم و گفتم حتما حکمتی در کار بوده که ایشان خوابی را برای من دیده اند و ایشان هم در آنجا این خواب را ببیند و بایند این جا و اولین کلمه ای را که ایراد کردند گفتند: آمده ام که دینم را کامل کنم و این بهترین و زیباترین کلامی بود که از ایشان شنیدم و این تنها خاطره ای بود که از شروع خواستگاری به جا مانده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه