شناسه: 238563

عشق شهادت

به روایت از فاطمه عسکرزاده : یک شب که برادرم محمد حسین خانه ی ما بودند نیمه های شب من از صدای نماز شب ایشان و ناله هایشان از خواب بیدار شدم فکر کردم مشکلی پیش آمده رفتم وارد اطاق شدم دیدم همان طور رو به خدا ایستاده اند و اشک از گونه هاشان جاری شده است در درگاه خدا دعا می کردند و از خدا می خواستند که چرا شهادت نصیب ایشان نمی شود می گفت نکند من لایق نیستم دیگر مزاحمشان نشدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه