خاطرات نحوه مجروحیت
به روایت از فاطمه عسکرزاده : آخرین باری که به جبهه اعزام شدند با برادر خانمشان رفتند برادر خانمشان محمدعلی ذاکری در آن عملیات به شهادت رسیدند که به ما زنگ زدند و ما رفتیم منزل خانمشان آنجا همه در تلاطم این بودند که به حسین خبر بدهند و ایشان را برگردانند که برادر خانمشان شهید شده است هر جا به اهواز زنگ زدند از محمدحسین ما خبری نشد مسعود عرفانی که برادر خانم داداش دیگرم است هم از همرزم های محمدحسین بودند که از جبهه برگشته بودند و برای ما تعریف می کردند خیلی منتظر حسین آقا نباشید حسین آقا حالا برنمی گردد خلاصه کم و بیش به گوش ما زدند تا این که یکی از همرزمانش که به محمدحسین بوده که ترکش به پهلویش می خورد و روی زمین می افتد آمدند و قضیه را برای ما تعریف کردند.
ثبت دیدگاه