شناسه: 238571

تحلیل و آموزش های نظامی

به روایت از محمدرضا دانشمندی : اواخر تیرماه سال61 بود یا اوایل مردادماه که در اهواز در پادگان92زرهی تقسیم نیرو صورت گرفت، محمدحسین عسکرزاده هم جزء فرمانده گروهانها بود جهت گرفتن سهمیه ی نیرویشان به پادگان92 زرهی آمده بودند و در این سازماندهی مشخص شد که ما عضو تیپ جوادالائمه علیه السلام خواهیم بود این تیپ در ابتدای جاده اهواز خرمشهر در آلفا آلفا که محل خوابگاه مهندسین خارجی کارخانه ی نورد اهواز متعلق به زمان طاغوت آنجا بودند در این پادگان مستقر بود بعدها آن محلی که در اختیار تیپ جوادالائمه علیه السلام بود به بیمارستان شهید بقایی تبدیل شد آن موقعیت در واقع محلی بود برای سازماندهی و استراحت و انسجام نیرو و آموزش های لازمی که بایستی نیروها می دیدند و از آنجا در واقع خطوط پدافندی ما را در واقع تامین می کردند بعد از سازماندهی در تیپ مشخص شد که ما جزو گردان ولی الله هستیم و محمدحسین عسکرزاده هم یکی از فرمانده گروهان های مخلص شجاع و پرنشاط این گردان بود ما به ایشان معرفی شدیم و در طول این دو ماهی که در خدمت این شهید بزرگوار بودیم درس های زیادی از این شهید بزرگوارمان گرفتیم به نحوی که این آشنایی موجب شد توفیق آن را پیدا کنیم تا در دفعات دیگر هم در جبهه حضور پیدا کنیم. شبی جهت رزم شبانه یا پیاده روی در شب باید کیلومترها راه را می پیمودیم قبل از حرکت آقای شاملو که فرمانده ی تیپ بودند در جمع نیروها در میدان صبحگاه مطالبی را عنوان کردند و به دنبال آن هم فرمانده ی گردان ها و گروهان ها بایستی همین توجیهات را برای نیروهایشان می داشتند و بعد نیروها را حرکت می دادند به سمت منطقه ی مورد نظر آقای عسکرزاده که فرمانده ی گروهان ما بود توصیه هایی را فرمودند همه سلاح داشتند و سلاح ها هم مجهز بود به خشاب و فشنگ جنگی سفارش و تاکید زیادی داشتند که مواظب باشید به بهترین شکل ممکن از سلاح استفاده کنید.از امکاناتتان نگهداری بکنید و آنها را درست حمل کنید با اسلحه بازی نکنید اسلحه را مسلح نکنید این سفارشات آقای عسکرزاده باعث شد مع رزم شب خوبی داشته باشیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه