عشق به جهاد
به روایت از مرضیه محمودی : یکبار من به احمد گفتم: مادر جان دیگر نمی خواهد به جبهه بروی اینقدر که رفته ای خسته نشده ای؟ برای خواهرانت خواستگار می آیند کسی نیست که به عنوان بزرگتر حضور داشته باشد. گفت: داماد دیگرمان که هست پس به وجود من نیاز نیست. وجود من در جای دیگر (جبهه) واجبتر است.
ثبت دیدگاه