خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ابراهیم روشن زاده : یکی از خوابهایی که علی عجم را دیده بودم در مسجد بود که با هم نشسته بودیم و هیئت بلند شد که بروند سینه بزنند. من به ایشان گفتم که شما را مردم گفته اند که شهید شده اید و مفقود و در عراق هستید . ایشان گفتند نمی بینی که لباس سیاه بر تن دارم و با هم بلند شدیم و شروع به سینه زدن کردیم و ایشان گفتند من همیشه با شما هستم و همیشه در پیش شما هستم اگرشما مرا نمی بینید من همیشه شما را می بینم.
ثبت دیدگاه