فکاهی وقایع خنده دار
به روایت از مهدی حسنی : خاطره ای که از ایشان به یاد دارم این است یک شب ساعت 11 بود که از ماموریت برگشته بود آن شب نوبت ایشان بود که چای درست نمایند رفته بود یک سنگ داخل کتری گذاشته بود بعد از گذشت مدتی دیدیم کتری جوش نیامد بعد که متوجه شدیم دیدیم داخل کتری سنگ گذاشته است.
ثبت دیدگاه