شناسه: 238875

خاطرت نحوه مجروحیت

به روایت از محمد عجم : اسفند سال 62 عملیات خیبر با یک تدارک بسیار گسترده و فراگیری در سطح مملکتی انجام شده بود که به هر صورت این مرحله از عملیات بتواند به یک پیروزی کشور را برساند که به معنی رسیدن به پایان جنگ باشد در نتیجه تدارکات گسترده ای برای این عملیات انجام شده بود از جمله قرار بود که تعدادی از تانک هایی که ایشون مسئولیت عملیاتی داشتند به وسیله ی هلی کوپتر به منطقه ای در داخل جزایر منتقل شود منطقه ای بسیار استراتژیک طرح عملیات به این صورت بود که اگر این توپ ها به آن داخل جزایر منتقل می شدند می توانستند دشمن را غافلگیر کنند و در واقع دشمن را در محاصره کامل قرار بدهند و به اهدافشان برسند ایشان برای این که موقعیت را از نزدیک مشاهده کنند به همراه دیده بان ها به منطقه می روند که بهترین محل را برای استقرار توپ ها در نظر بگیرند وقتی ایشان به داخل جزایر می روند در واقع خبر اسیر شدن گروه اول دیده بان ها به اینها می رسد و چون آن دیده بانها اسیر شده بودند ایشان هم سعی می کنند که با همراهان دیگرش بتوانند بجای آنها موقعیت را شناسایی کنند و در واقع به قرارگاه مرکزی گزارش کنند اینها در منطقه حضور داشته اند که مورد حمله گسترده پاتک عراق واقع می شوند و زخمی می شود .ایشان از ناحیه سر بوده بطور سطحی ایشان را پانسمان می کنند و ایشان را آنجا می گذارد- دوست علی بوده است - برادرم علی اصرار می کند به آن همرزمش که سریع ایشان خودش را از این مهلکه نجات بدهد و برگردد عقب و ایشان را بگذارد. چون منطقه حالت محاصره ای داشته است . دوست ایشان اصرار می کند که نه، من هم می مانم و اگر قرار باشد که شهید بشویم با هم شهید می شویم و اگر قرار باشد برگردیم با هم بر می گردیم .آن طوری که دوستش به من گفت ، گفت خیلی اصرار کردم که با هم بمانیم ولی ایشان اصرار زیادی کرد که نه تو باید برگردی و من چون زخمی شدم نمی توانم روحیه و توان این که خودم را از این محاصره نجات بدهم ندارم چون در محاصره و بمباران شیمیایی قرار گرفته بودند به دوستش سفارش می کند که خودش را به هر صورتی است به عقب برساند و موقعیت اینجا را گزارش کند ، همرزمش خداحافظی می کند و برمی گردد و خودش را می رساند به قایقی و با آن قایق بر می گردد به مرکز و علی آنجا می ماند به صورت زخمی آنجا می ماند و شهید می شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه