شناسه: 238876

خبر شهادت

به روایت از فاطمه عجم زبید : 20 روز به عید بود که نیروها مرخصی آمده بودند دیدم برادرم علی دیر کرد همه همرزمانشان آمده بودند بعد ما رفتیم ببینیم برای چه نیامده است. ما را سر کار گذاشته بودند. می گفتند چند روز دیگر می آیند . می گفتیم نامه فرستاده یا نه؟ گفتند خودشان می آیند تا این که خیلی پرس و جو کردیم و دنبالش را گرفتیم بعد از 20 روز کم کم گفتند زخمی شده بیمارستان هستند. باز رفتیم کدام بیمارستان هستند؟ کدام شهر؟ تا این که یک بار با مادرم رفتیم آب پاکی را روی دست ما ریختند و گفتند مفقود شده است معلوم نیست اسیر است یا شهید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه