شناسه: 238884

نوافل و نماز شب

به رو.ایت از صغری معصومی : سری آخر که به مرخصی آمده بود یادم است به اتفاق همسرم علی عجم رفتیم به ایلام . شب ها ساعت 10 الی 12 به خانه می آمدند. صبح ها ساعت 3:30 بلند می شدند. من دو سه شب را فهمیدم که بیدار می شود و نماز می خواند. وقتی سئوال کردم چرا مرا بیدار نمی کنید. چون دوست نداشتند کسی راز و نیازشان را ببیند . می گفت دلم نیامد شما را بیدار کنم هنوز برای نماز صبح زود است نماز صبح که شد بیدارتان می کنم. از این حرکت هایش فهمیدم که تغییر کرده و خیلی مهربان تر شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه