شناسه: 239443

شجاعت وشهامت

به روایت از مبارکه عامری : خاطره ای را علیرضا این گونه برایم نقل می کرد : در عملیاتی نیروها 24 ساعت در محاصره ی عراقی ها بودند عراقی ها بالای قله تیر باری نصب کرده بودند که بر منطقه تسلط داشته باشد ومانع نفوذ نیروهای ایرانی شود فرمانده اعلام می کند آماده شوید تا درصورت نیاز به اسارت در آیید من گفتم فرمانده مرا مسلح کنید می خواهم بالای قله بروم فرمانده گفت : اگر بروی احتمال دارد دیگر برنگردی ولی من قبول کردم وبا لطف خداوند توانستم آن تیربار را خاموش کنم وعده ی زیادی از بجه ها رانجات دهم وعده ی زیادی از عراقی ها نیز به رگبار بستم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه