عشق شهادت
به روایت از محمدرضا عامری : بعد از شهادت برادرم نواری پیدا شد که علیرضا قبل از به شهادت رسیدن در آن سفارشات و آرزوهایش را بیان کرده بود. در قسمتی از نوارش گفته بود آیا می شود این لیاقت شامل حال ما شود و شربت شهادت را بنوشم؟ در قسمتی دیگر نوار از خوابی که دوستانش برای او دیده بودند تعریف کرده بود. جریان از این قرار بوده است که یکی از دوستانش خواب می بیند که علیرضا به زودی به شهادت خواهد رسید وقتی او خوابش را برای برادرم تعریف می کند علیرضا در جواب به او می گوید نیازی نبود شما مرا از شهادت باخبر کنید زیرا فرد دیگری به من بشارت را داده است و من منتظر آن لحظه ی شیرین هستم
ثبت دیدگاه