آخرین وداع با خانواده
به روایت از علی رضا شورگشتی : موقعی که پدرم عازم جبهه بود و می خواست با ما خداحافظی کند من با حالتی گریان جلو او رفتم و گفتم: بابا جان ما را تنها نگذار. او با چهره ای خندان رو به من کرد و گفت: پسرجان شما هیچ وقت تنها نیستید، خدا با شما است. آنگاه مادرم او را از زیر قرآن عبور داد و با ما خداحافظی کرد و رفت.
ثبت دیدگاه