عشق به جهاد
اوایل که من درسپاه خدمت می کردم در روستا مجالس دعا داشتیم مخصوصاً در شبهای چهارشنبه زیارت عاشورا را برگزارمی کردیم یادم می آید یک شب در ارتباط با جبهه بحثی را با جوانان درمیان گذاشتیم و ایشان اولین کسی بود که اعلام آمادگی کردوبا یک شجاعت وروحیه خاصی که حالی از روحیات معنوی ایشان بود بلند شد وگفت : من به هرشکلی که شده باید خود را به سپاه اسلام برسانم من نباید از این ماموریت عقب بیفتن چون مقام ولایت ندا داده که درهر کجا که هستید باب جهاد بر همه باز است و همه بایدحضور پیدا کنید و ایشان از همان لحظه به ندای رهبر لبیک گفت ودر جبهه حضور پیدا کرد .
ثبت دیدگاه