آخرين نگاه
به نقل از مادر شهید: آخرين بار که اسماعيل به مرخصي آمد، پنج روز قبل از شهادتش بود. از همۀ خانواده، اقوام و آشنايان طلب حلاليت کرد.
ميخواست با فرزند چند ماههاش خداحافظي کند. وقتي به کنار گهوارۀ او رفت، گفت: « نميدانم چه سرّي است که امروز پسرم اين قدر به من نگاه ميکند! هر چه ميخواهم از او دل بکنم و بروم، ميبينم چشمانش را به من دوخته است.»
سه چهار مرتبه از خانه بيرون رفت، مسيري را طي کرد؛ اما دوباره بر ميگشت و به چهرۀ فرزندش نگاه ميکرد. لحظات عجيبي بود.
سرّ آن زماني مشخص شد که چند روز بعد خبر شهادت اسماعيلم را آوردند.
ثبت دیدگاه