شناسه: 242206

آخرين نگاه

به نقل از مادر شهید: آخرين بار که اسماعيل به مرخصي آمد، پنج روز قبل از شهادتش بود. از همۀ خانواده، اقوام و آشنايان طلب حلاليت کرد.
مي‎خواست با فرزند چند ماهه‎اش خداحافظي کند. وقتي به کنار گهوارۀ او رفت، گفت: « نمي‎دانم چه سرّي است که امروز پسرم اين قدر به من نگاه مي‎کند! هر چه مي‎خواهم از او دل بکنم و بروم، مي‎بينم چشمانش را به من دوخته است.»
سه چهار مرتبه از خانه بيرون رفت، مسيري را طي کرد؛ اما دوباره بر مي‎گشت و به چهرۀ فرزندش نگاه مي‎کرد. لحظات عجيبي بود.
سرّ آن زماني مشخص شد که چند روز بعد خبر شهادت اسماعيلم را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه