شناسه: 242475

خواب و رویای شهید

به روایت از سکینه پیرگزی : بعد از سه روز که رجبعلی به جبهه رفت، پدر بزرگش فوت کرد ولی ما به او خبر ندادیم. بعد خودش خواب می بیند که سیّدی بزرگوار و نورانی در خواب، پیش او رفته و به او می گوید، پدر بزرگ درحالی که تسبیح دردست داشته و به فکر تو بوده از دنیا رفته است. بعد رجبعلی در نامه ای نوشته بود، از طرف من هم برای پدربزرگ فاتحه بخوانید. ما تعجب کردیم که از کجا خبردار شده است. دقیقاً طوری که پدر بزرگش از دنیا رفته بود همانطور خواب می بیند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه