خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی طلعت سید موسوی: یک شب خواب دیدم برادرم سید عباس با لباسهای زیبایی در باغ بسیار بزرگ و سرسبزی که اطرافش چراغانی بود قدم می زد. به او گفتم: برادر اینجا چه کار می کنی ؟ گفت: من اینجا خیلی راحتم و جای خوبی دارم . این باغ همه اش از من است . می بینی چه باغ بزرگ و سرسبزی دارم . سپس گفت: راستی مادرم برایم خیلی غصه می خورد و گریه می کند خواهش می کنم به او بگو که صبور باشد و برای من قرآن و روضه بخواند.
ثبت دیدگاه