خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی علی اصغر نصیری: یادم می آید شبی هادی سمائی را در خواب دیدم به طوری که جایگاه بسیار سرسبز و پر از گلی داشت . من از هادی سئوال کردم ، پسر تو که شهید شده ای چه اتفاق برای تو افتاده است ؟ گفت : اصغر جان . من از این دنیای فانی راحت شدم . در همان محلی که مجروح شده بود نوار قرمزی بر روی آن محل بود .
ثبت دیدگاه