شناسه: 244483

مطلع شدن شهادت از طریق عوامل غیر مترقبه

به روایت از خورشید استیری : یک شب به شهادت جواد مانده بود که متوجه شدم که ساعت دو صبح یک نفر درب منزل را می زند. صدا آنقدر بلند بود که بچه ها هم از صدای آن بیدار شدند . حرکت کردم به طرف در خانه به راه افتادم وقتی به پشت در رسیدم پرسیدم کیه؟ جواب شنیدم : بی بی جان در را باز کنید می خواهند ما را بکشند ما بی صاحب هستیم در را باز کنید تهرانی ام. این جمله را سه بار تکرار کردو من در حالیکه می ترسیدم نردبان را گذاشتم و به بالای پشت بام همسایه رفتم و گفتم : آیا شما مهمان تهرانی داشتید؟ گفتند : نخیر. گفتم: دیشب یکنفر درب خانه ما را می زد و از من می خواست تا در را برایش باز کنم . صبح روز بعد خبر شهادت جواد را که آوردند با خودم گفتم: احتمالا" شب قبل کسی که می خواست وارد خانه بشود جواد بوده که در لحظه جان دادن پیش من آمده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه