شناسه: 244804

جوابی قاطع

به نقل از همسر شهید:چند ماهی از ازدواج‌مان نگذشته بود که برادرم مجتبی به شهادت رسید. ایشان به نجف‌آباد برگشت تا با حضورش تسکینی بر آلام ما باشد. مراسم هفتم مجتبی به پایان رسید که سیدحسن با همگی ما خداحافظی کرد به قصد عزیمت به جبهه. در همان لحظه مادربزرگم رو به ایشان گفت: «سید شما خوب می‌دانید که این خانواده چند شهید داده. شما دیگر به جبهه نروید.»
حسن قاطع جواب داد: «مجتبی از ما جلو زد و اسلحه‌اش روی زمین افتاده. باید بروم و آن را بردارم.»
مادربزرگم ادامه داد: «کسانی هستند که این اسلحه را بردارند.»
ایشان پاسخ داد: «هرکسی جای خود را دارد. ما همه باید از ناموس خود دفاع کنیم مگر امام حسین(ع) تمام خانوادۀ خود را فدای اسلام و قرآن نکرد؟»
دیگر جوابی نبود که به او داده شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه