تقید به مسائل شرعی 2
به روایت از بمان علی رکنی : حسن خیلی دوست داشت که از وضع تحصیلی ما مطلع شود. برای همین به مدرسه ما می آمد. یک روز به مامانم گفت: من جوان و مرد هستم و زشت است که من به مدرسه خواهرانم بروم زیرا معلم های آنجا جوان و زن هستند، و به نظر من این کار درست نیست مامانم گفت: آخر من نمی توانم به مدرسه اینها بروم، شما بهتر متوجه می شوی که آنها چه می گویند حالا شما برو عیب ندارد.
ثبت دیدگاه