شناسه: 245947

زندگی مشتر

به روایت از زهرا حیدری : من تازه به عقد همسرم حسین درآمده بودم آن زمان ایشان در سپاه خدمت می کرد یک روز ایشان را در لباس رسمی سپاه دیدم به ایشان گفتم حسین این لباس چقدر زیبنده تو می باشد ایشان در جواب گفت: این لباس 6 ماه بیشتر در تن من نخواهد بود آن زمان معنی حرف ایشان را نفهمیدم ولی بعد از 6 ماه که به شهادت رسید متوجه منظور او شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه