شناسه: 246312

خواب و رویای دیگران درمورد شهید 1

وقتی پسرم حمید به شهادت رسیده بود مدتی پیکر مطهرش تهران بود و برادرش به همراه پسر عمویش برای اطلاع از وضعیت ایشان به تهران رفته بودند که برادرش شب حمید را در خواب می بیند و ایشان می گوید :" که شما برنگرید . من در سردخانه هستم شما فردا بیاید از نفر اول تا یازدهمین نفر را ببینید نفر دوازدهم من هستم " که صبح همان روز به بیمارستان می روند وبه همین روش عمل و ایشان را پیدا می کنند . که پسرم با دیدن پیکر برادرش غش می کند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه