شناسه: 246396

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2

به روایت از فاطمه رحمتی : یک شب خواب دیدم پدرم از جبهه برگشته است ولی در موقع رفتن و خداحافظی با من از او خواستم که به جبهه نرود ودرکنار ما بماند ولی او مرا در آغوش گرفت و بوسید وفرمود : دخترم من باید بروم بخاطر اسلام و حفظ میهنمان بعد جانماز بسیار معطری را با یک قرآن از جیب درآورد و به من داد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه