شناسه: 246431

تواضع و فروتنی

به روایت از محمود رحمتی : ایشان در کردستان فعالیت داشت و کردها و ضد انقلاب نقشه ترور وی را داشتند و اعلامیه پخش می کردند او هم هر وقت برای دیدن مادر به نیشابور می آمد ، در اتوبوس تا شهر سنندج اتفاقی افتاد ، بتواند استفاده کند . اجازه کتبی داده بودند که اگر در راه مثلا در اتوبوس تا شهر سنندج اتفاق افتاد ، بتئاند استفاده کند . یک دفعه که با همین تجهیزات به طرف نیشابور حرکت می کرد وقتی که وارد راه آهن تهران می شود ، مورد بازرسی بدنی قرار می گیرد و آنها می بینند که وی دو عدد نارنجک دارد . بعد می گوید که اینها چیست ؟ وی می گوید : « نارنجک و کلت است ! » و نامه مجوزش را هم نشان نمی دهد . آنها به خیال اینکه سلاح بدون مجوز دارد سر و صدا ایجاد می کنند و راه آهن شلوغ می شود بعد که وی را گرفته و دوباره بازرسی می کنند برگه ای در جیبشان پیدا می شود . که در آن نوشته ای بود که ایشان معاون فرمانده آنجاست و اجازه دارد چند تا نارنجک و کلت همراهش باشد . وی بعد ها به ما می گفت : من اصلا نشان ندادم و دو ساعت بود که راه آهن تهران به هم ریخته بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه