شناسه: 246655

غسل شهادت

یکی از دوستان محسن به نام آقای قاسم سلیمانی که در جهاد سازندگی مشغول به کار بود یک روز از جبهه برگشته بودند در حالی که ترکشی به بدن ایشان اصابت کرده بود. یادم هست هنگامی که محسن با او مواجه شد و او را در آن وضعیت مشاهده کرد به او گفت: قاسم تو تجرید شدی، من دوست ندارم تجرید بشوم یعنی دوست دارم یکدفعه به سوی خدا بشتابم و از این دنیا بی قید و شرط خلاص شوم. من دوست ندارم مجروح و یا اسیر شوم امیدوارم کهبتوانم با خون خودم حداقل خدمتی را به این جامعه کرده باشم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه